{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شهداء ازدواج آسان

✍️عاشقانه های شهداء (ازدواج آسان)

👈خاطره ای زیبا از ازدواج شهید علی نیل چیان
 
🌱موقع خريد جهيزيه، مادرم می خواست سنگ تمام بگذارد. فهرست عريض و طويلی تهيه كرده بود و هر روز چند قلم به آن اضافه می كرد. امروز تخت و سرويس خواب. فردا مبل و ميز ناهارخوری و...

🌱 هر چه كردم نتوانستم منصرفش كنم. دست به دامان علی شدم. آمد و خطبه ای خواند! به زمين اشاره كرد و گفت: «مادرجان، مگه قرار نيست يه روز بريم اون زير؟»

🌱مادرم لبش را گزيد و گفت: «خدا مرگم بده! اولِ زندگي به اون زير چكار داری علی آقا؟» علی خنديد؛ گفت: «اول و آخر نداره مادرجان! آخرش سر از اون زير در مياريم. بذاريد روی خاک باشيم. بذاريد باهاش انس بگيريم، بذاريد همين يكی، دو وجب فاصله را هم كم كنيم.»

🌱 مادرم خلع سلاح شد. خيلي چيزها را از فهرست خريد حذف كرديم. نه مبل خريديم و نه تخت و نه...

👈راوی: همسر شهید مهندس علی نیلچیان

👈منبع: کتاب 365 خاطره برای 365 روز، ص 66
🌱🥀شادی ارواح مطهر شهدا صلوات🌱🥀
#روایت_موفق
#ازدواج_آسان
دیدگاه ها (۱)

استاد عالی

💢یک هواپیمای آواکس متعلق به ناتو برای دومین روز متوالی در نز...

✍️شب جمعه همگی یه سلام عرض کنیم خدمت آقا اباعبدالله الحسین (...

⚠️سردار سلامی : اگر قدرت دفاعی ما فرصت ظهور پیدا کند و دستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط