آبنبات تلخ

Part:169
همه باهم سفره رو جمع کردن.......
اجوما : من میرم بیرون لورا توام بیا
لورا : باش
اجوما : خدافظ
لارا : رفتن؟
هانی : عاره
لارا : ته من تورو جر میدم
ته : چرا
لارا : این کارا یعنی چی کمک کن سفرو جمع کنن سر میز اونم کنار من از قصد بشینن
ته : من فقط میخوام رابطت با خوانوادت بهتر شه
لارا : نخوا نکن کیم تهیونگ یک بار دیگه همچین کاری کنی دیگه منو نمیبینی
ته : لارا صبر کن اخه تا کی دعوا تا کی دعوا آدم خسته میشه
لارا : نمیخوام نمیبینی بخاطرشون به چه روزی افتادم ها گمشین فقط گمشین
سوبین : لارا آروم باش
ته : باشه دیگه دخالت نمیکنم
لارا : ممنون(سرد)
ته : آه با اون لحن سرد باهام حرف نزن من بخاطر خودت کردم خو
لارا : باشههه
ته : خب چیکار کنیم
سوبین : نظرتون چیه تا شب خونه رو تمیز کنیم شب که شد فیلم ببینیم ها؟
لارا : عاره فکر خوبیه
ته : پس دست به کار شین
هانی : شین یعنی چی؟
کوک : من منظور داداشمو فهمیدم
ژوبین : خب من نفهمیدم
ته : خب تمیز کردن خونه با شما خرید خوراکی اینا با ما
لارا : عههههه نخیر شمام کمک میکنین خریدو زود تموم میکنین بر میکردین کمک میکنین
کوک : عیبابا باشههههه
هانی : پس بایییییی
دیدگاه ها (۰)

کی گفته وجود نداره؟؟؟

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

یه چیزی کشف کردممن هر چقدر کمتر پارت بزارم کمتر فعالیت کنم ب...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط