؟؟؟؟
؟؟؟؟
طنز آقایان متاهل
باز این زن بی بهانه
می نشیند کنج خانه
هیکلی گرد و قلمبه
تا بخواهی داره دمبه
یادم آمد روز اول مثل بلبل
هیکلی باریک چون گل
پیش شوهر موش می شد
بهر حرفش او سراپای وجودش گوش میشد
چند وقتی چون گذشت از ازدواجش
یه کمی تغییر کرد آن سازمانش
رژ به لب زد سایه بر چشمش کشید
طعم آزادی به قول خود چشید
قسمتم این شد که این زن
سلب آسایش نماید از دل من
یک زن پر رو و تنبل
پر ز قرقر زیر پا انداخته صندل
بشنو از من ای برادر
زن نگیری جان مادر
حرف من نشنید و اکنون
گشته حیرون بهر یک نون
طنز آقایان متاهل
باز این زن بی بهانه
می نشیند کنج خانه
هیکلی گرد و قلمبه
تا بخواهی داره دمبه
یادم آمد روز اول مثل بلبل
هیکلی باریک چون گل
پیش شوهر موش می شد
بهر حرفش او سراپای وجودش گوش میشد
چند وقتی چون گذشت از ازدواجش
یه کمی تغییر کرد آن سازمانش
رژ به لب زد سایه بر چشمش کشید
طعم آزادی به قول خود چشید
قسمتم این شد که این زن
سلب آسایش نماید از دل من
یک زن پر رو و تنبل
پر ز قرقر زیر پا انداخته صندل
بشنو از من ای برادر
زن نگیری جان مادر
حرف من نشنید و اکنون
گشته حیرون بهر یک نون
- ۴۶۷
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط