امروز تو مدرسه زنگ دوم یهو نفسم سنگین شد😐هی نفس نفس میزدم

امروز تو مدرسه زنگ دوم یهو نفسم سنگین شد😐هی نفس نفس میزدم انگاری ک دوتا کوچه رو بدون وقفه میدویدم
بعد تموم بدنمم فقط میلرزید دستام سیاههه شده بودد بدنم یخ کرد ع داخل🤌🏻
مدیرمون اومد بم شکلات داد گف فکنم فشارته دوستام نشسته بودن پیشم ع بس حالم بد بود کنارم گریه میکردن🥲💔
قبل اینکه حالم بد بشه ی دکتر اومده بود مدرسمون بهمون قرص آهن داده بود بعد وقتی حالم بد شد اومد گف شُک عصبیه و فشارت و قندته🤦🏻‍♀️
هعیی بعد دوستام و معلمم سعی میکردن منو بخندونن بم گفتن عاقا ما ب این آتنا(خودمم) اصلا عادت نداریمم گفتم مریضمم خوو مگ ادم نیستم😂🥲🤌🏻
بعد دیگ ب لطفشون یکم بهتر شدمم متاسفانه ادمیم ک خیییلی زیاد فکر میکنمم راجب همه چییی🫡😂🤝🏻
دیدگاه ها (۲۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

اومد کنارم نشست ی سیگار داد بم با فندکش روشنش کرد نگاه کر...

گیسوکمند #part:22درحالیکه بازومو گرفته بودم بسمتش قدم برداشت...

#تنفر_تا_عشق#اد_جئون#پارت_41کوک تا مارو دید گفتکوک:کارتمو خا...

"20" سر کوچه ی مترو صادقیه پاتوقمون بود!!خیلی وقتا اونجا دعو...

«عشق پولی پارت ۲۲»زنگ خورد_میخوای برات ی چیزی بگیرم؟+اوهوم_ا...

#دنیاانقد ک حالم بد بود حال نداشتم لباسمو عوض کنم. با همون ...

part 3۹عشق تلخ #رضادیدم بعد چند دقیقه از حاضر شدن ما تو کافه...

#دخترای_لجباز 💌 پسرای_مغرور 💌 پارت چهاردهم .مریم ی پیرهن ...

گیسوکمند #part:13بسختی تونستم چشامو باز کنم اولش دیدم تار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط