امروز تو مدرسه زنگ دوم یهو نفسم سنگین شدهی نفس نفس میزدم
امروز تو مدرسه زنگ دوم یهو نفسم سنگین شد😐هی نفس نفس میزدم انگاری ک دوتا کوچه رو بدون وقفه میدویدم
بعد تموم بدنمم فقط میلرزید دستام سیاههه شده بودد بدنم یخ کرد ع داخل🤌🏻
مدیرمون اومد بم شکلات داد گف فکنم فشارته دوستام نشسته بودن پیشم ع بس حالم بد بود کنارم گریه میکردن🥲💔
قبل اینکه حالم بد بشه ی دکتر اومده بود مدرسمون بهمون قرص آهن داده بود بعد وقتی حالم بد شد اومد گف شُک عصبیه و فشارت و قندته🤦🏻♀️
هعیی بعد دوستام و معلمم سعی میکردن منو بخندونن بم گفتن عاقا ما ب این آتنا(خودمم) اصلا عادت نداریمم گفتم مریضمم خوو مگ ادم نیستم😂🥲🤌🏻
بعد دیگ ب لطفشون یکم بهتر شدمم متاسفانه ادمیم ک خیییلی زیاد فکر میکنمم راجب همه چییی🫡😂🤝🏻
بعد تموم بدنمم فقط میلرزید دستام سیاههه شده بودد بدنم یخ کرد ع داخل🤌🏻
مدیرمون اومد بم شکلات داد گف فکنم فشارته دوستام نشسته بودن پیشم ع بس حالم بد بود کنارم گریه میکردن🥲💔
قبل اینکه حالم بد بشه ی دکتر اومده بود مدرسمون بهمون قرص آهن داده بود بعد وقتی حالم بد شد اومد گف شُک عصبیه و فشارت و قندته🤦🏻♀️
هعیی بعد دوستام و معلمم سعی میکردن منو بخندونن بم گفتن عاقا ما ب این آتنا(خودمم) اصلا عادت نداریمم گفتم مریضمم خوو مگ ادم نیستم😂🥲🤌🏻
بعد دیگ ب لطفشون یکم بهتر شدمم متاسفانه ادمیم ک خیییلی زیاد فکر میکنمم راجب همه چییی🫡😂🤝🏻
- ۳.۶k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط