{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روباه کوچولو ی من

روباه کوچولو ی من
پارت سینزدهم .
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
>>داخل اتاق.
@ویو چویا
با حرفش شوکه شدم یعنی چی که نمیذاره بخوابم .بعد چند دقیقه ازش پرسیدم .
چویا : میگم دازای اون حرف رو جدی زدی.
دازای : کدوم ؟
چویا : اونی که نمیذاری بخوابم .
دازای : مطمئن باش_
چویا : ولی من میخوام بخوابمممممممممم.
دازای : بزار حرفم تموم بشه میخواستم بگم مطمئن باش حرفم یه شوخی چرت بود . ( وقتی میگن ادما رو قضاوت نکنین همینه دیگه 🫤)
با حرفشخیالم راحت شد .
دازای : ولی در مورد به فاک دادنت شوخی نکردم ( ادما رو زود قضاوت نکنید 🤫 )
چویا : وایییییییییییییییییییییییییییییییی
دازای : خب بیا بریم غذا بخوریم .
چویا : باشه
_ بعد غذا
دازای : چیبی میای بریم بیرون .
چویا : واقعاااااااا🤩 ( چه نویسنده خوبی هستم شکل قیافه هاشونم براتون به نمایش میذارم 😂 )
دازای : خرید دوست داری ؟
چویا : معلومه که ارههههههه ( همه خانما همینن 😔 البته چویا پسره 🗿)
_ در بازار < مثلا فکر کنین اماده شدن دیگه 😐)
دازای : چویا من میرم داخل اون مغازه هه تو هم هر جا دوست داری برو .
چویا : هوراااااا از توی لنگ دراز قراره دور شم .
دازای : 😈 ( دلم برای چویا سوخت نمیدونه چی در انتظارشه )
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
یادم رفت بذارم 🥲
دیدگاه ها (۴۲)

روباه کوچولوی من پارت چهارده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا از اون...

روباه کوچولوی منپارت پانزده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویاچویا : ا...

روباه کوچولوی من پارت دوازده ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق @و...

✨️✨️✨️✨️✨️سوتفاهم ( چویا ور~) ا.ت یک خبرنگاره و به خاطر شغلش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط