{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون روزا گُذَشته , هَمیشه دروغ میگُفتی که پابَندَمی...

اون روزا گُذَشته , هَمیشه دروغ میگُفتی که پابَندَمی...
چِشم به مالِ مَردُم نَدارم , دیگ ِ نامَحرَمی ...
تو رَفتیُ این سال ـا گُذَشت ُ مَن نَگرفتَم بوی ِ آدَم ..
تو باعثُ بانی ِ کَم ـکاری ـامی دَر قِبال ِ خونوادَم..
مَن کُلی زَحمت کشیدَم خوب ـیام به چِشمت بیاد...
هَنوزَم یه وَقتایی اشتباهی رو زَبونم اسمت میاد ...
به یاد گُذشته یه کام ِ دیگه میکُنم به بالـا نِگاه ..
یه دُختر کوچیک که هَم نامِته منُ میکُنه بابا صدا..
زیر ِ بارون قَدم میزدیم میگُفتی باتو به کَم راضی ـام ...
اِمروز تو هَمون کوچه بچَه ـامون هَم بازی ـان...
گُفتَم خواب دیدَم رفتی , میگُفتی این خواب ـا که پوچه ..
اسممون کناره هشم بود رو هَمه دیوار ـای ِ کوچه ~.. .
دیدگاه ها (۱۲)

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

یک سگ زیادی ولگرد

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

غروب 5 شنبه...4 ماه از دستت دادنت گذشته میخوام یک دفعه ایی ب...

فیک تهیونگ

فیک تهیونگ

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط