بیا که حوصله ی خانه بی تو سر رفته
بیا که حوصله ی خانه بی تو سر رفته
چه واضح است از این خانه یک نفر رفته
یکی همیشه درون من است و میگوید:
خیال او که نرفته خودش اگر رفته
کسی بیاید و این را به او بفهماند
تمام درد من این است : "بی خبر رفته"
غزل سروده ام امشب ولی چنین پیداست
که طبع شعر من امشب کمی هدر رفته
چقدر مصرع و بیتش ضعیف و ناموزون
خیال چشم تو با هر ردیف ور رفته
دوباره قافیه هایم قیافه میگیرند
و اختیار شعر من از دست در رفته
صدای بی کسیم بس بلند و رساست
که از همین سر ِشب تا دم سحر رفته
همیشه منتظرت بوده ام که برگردی
تمام عمر من انگار بی ثمر رفته...
چه واضح است از این خانه یک نفر رفته
یکی همیشه درون من است و میگوید:
خیال او که نرفته خودش اگر رفته
کسی بیاید و این را به او بفهماند
تمام درد من این است : "بی خبر رفته"
غزل سروده ام امشب ولی چنین پیداست
که طبع شعر من امشب کمی هدر رفته
چقدر مصرع و بیتش ضعیف و ناموزون
خیال چشم تو با هر ردیف ور رفته
دوباره قافیه هایم قیافه میگیرند
و اختیار شعر من از دست در رفته
صدای بی کسیم بس بلند و رساست
که از همین سر ِشب تا دم سحر رفته
همیشه منتظرت بوده ام که برگردی
تمام عمر من انگار بی ثمر رفته...
- ۸۱۸
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط