{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یوسف کنعان من، کنعان شعرم پیر شد

یوسف کنعان من، کنعان شعرم پیر شد
باز آی از مصر باور کن که دیگر دیر شد

درد هجرت چشم یعقوب دلم را کور کرد
پس تو پیراهن بیاور، ناله ام شب گیر شد
MNTZR_GRAPHYK
دیدگاه ها (۱)

مهدی جان!تمام قافیه‌هایم فدای آمدنت؛بیا ردیف کن این روزهای د...

یوسف گم گشته شد فالم به یلدا حافظم داند که من گم کردم او را ...

.#❤ .🌷 امام علی علیه السلام 🌷 :.اُذکُرُوا اللّه ذِکرا خال...

.#سلام ✋ .🌷 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله🌷 :.❤ نزدیکترین ...

کلماتی را که برایت می نویسم لمس کن ، تا بخوانی و بفهمی که جا...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

#تکپارتیات هستم دوست دختر جونگکوک امروز دعوتم خونش که باهم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط