{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زِ انتظارِ صبح با هم حرف‌هایی می‌زنیم.

زِ انتظارِ صبح با هم حرف‌هایی می‌زنیم.
با غباری زردگونه پیله بر تن می‌تنیم؛
من به دست، او بانگ خود، چیزهایی می‌کنیم.


#نیما_یوشیج
دیدگاه ها (۰)

#کتاب #کتاب_خوانی #یار_مهربان#کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخانه #کت...

#کتاب #کتاب_خوانی #یار_مهربان#کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخانه #کت...

#کتاب #کتاب_خوانی #یار_مهربان#کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخانه #کت...

🌱🍒گاه ما هم چون نهنگ خسته ای جا می زنیماو به خشکی می زند ،ما...

وقتی از پایتون حرف می‌زنیم، فقط از «کد» حرف نمی‌زنیم؛از نوع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط