{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر، گفتم بر

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر، گفتم برای کی؟! گفت برای هدیه دادن به عشقت! گفتم اگر عشقم به من خیانت کرده باشدچی؟! 
لحظه ای سکوت کرد وگفت :گلهایم فروشی نیست!
دیدگاه ها (۱)

یه دنیا فاصله است بین دنیای کسی که شبا با قرص میخوابه با کسی...

زندگی جیره مختصری است... مثل یک فنجان چای... وکنارش عش ق است...

تویی که الآن دلت واسه یه بی معرفت تنگه تویی که بغضتو قورت می...

بقول ناپلئون بناپارت :حرفی را بزن که بتوانی بنویسی، چیزی را ...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

ادامه پارت 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط