زیبا نبود زندگی

زیبا نبود زندگی
و به مرگ چیزی نمی‌گفتم
مبادا بگریزد
و برنگردد
ثانیه‌ها
با کفش فقیرانه
از بغلم می‌گذشتند
عمر
استخوان شکسته؟
در گلو مانده بود
زیبا نبود زندگی,
تو زیبا کردی
و من دیدم مرگ را
که بر نُک پا
به تاریکی می‌گریخت .
#عاشقانه
#شبنم
دیدگاه ها (۰)

یکی از بزرگترین حسرتهایِ تمام سالهایِ زندگی من؛روزهاییه که ق...

زن ها هم شاعر بودن را بلدند!زن ها هم شاعرند هم پرنده !شاعر ب...

من این شب زنده‌داری را دوست دارممن این پریشانی را دوست دارمب...

جان دلم … بیا دستانت را در دستان من بگذار تا تمام قواعد این ...

الماس من )پارت ۸ اومد تو توی دستش یه کیف کوچیک بود. - وسايلت...

⁨⁨⁨⁨حتما بخوانید👇🏼😭💔رخت عزایت را به تن کردم عزیزماصلا خودم ر...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط