𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎
𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎
𝒑𝒂𝒓𝒕 : ²
یونگی به جیمین نگاه کرد که با دقت شاخه های گل را به هم گره میزد و با خوشحالی به جونگکوک نشون میداد
یونگی : آیییششش اون پسره خیلی رو مخمه
تهیونگ : چرا قبول نکنی عاشقش شدی ؟
یونگی : من عاشقش نشدم
تهیونگ : نمیتونی زیاد مقاومت کنی بلاخره یه روزی باید قبول کنی که عاشقش شدی
یونگی : گفتم من عاشقش نشدم انقد اینو نگو
با عصبانیت گفت و روش رو از تهیونگ برگردوند
تهیونگ : باشه بابا
و خندید و دستش را دور گردن یونگی حلقه کرد
تهیونگ : حالا بیا بریم تاجتو بگیر
و یونگی را به سمت جونگکوک و جیمین کشید
جونگکوک به یونگی نگاه کرد
جونگکوک : ببین جیمین برات چی درست کردهههه
و با ذوق تاج را به یونگی نشان داد
یونگی : خوشگله
و تاج را گرفت و روی سرش گذاشت و به جیمین که حالا گونه هایش سرخ شده بود نگاه کرد
تهیونگ : چطوره یه تاجم برای خودتون درست کنین ؟ اینطوری همه باهم ستیم
جونگکوک : آرهههههه
با ذوق گفت و مشغول درست کردن یه تاج دیگه شد
خدمتکاری بهشون نزدیک شد و بعد از تعظیمی کوتاه لب زد
خدمتکار : پادشاه میخوان شاهزاده رو ببینن
جونگکوک با گیجی سرش رو بالا آورد
جیمین : زودباش بیا بریم
جونگکوک : نه ، میخوام تاجمو درست کنم
تهیونگ : میتونی بعدا درستش کنی ، فعلا برو
جونگکوک لحظه ای مکث کرد ، دلش نمیخواست بره ولی در نهایت موافقت کرد و با جیمین رفت
وارد ساختمان قصر شدن و به سمت اتاق کار پادشاه حرکت کردن
جیمین در رو برای جونگکوک باز کرد و بعد از ورود جونگکوک به اتاق درو بست ( خودش نرفت تو )
بابی جونگکوک رو با پ.ج نشون میدم حال ندارم بنویسم . مخفف پادشاه جئون یا پدر جونگکوک )
پ.ج : اوه منتظرت بودم
و با لبخند جونگکوک را در آغوش کشید
جونگکوک : کارم داشتین ؟
پ.ج : خب....داشتم فکر میکردم خیلی وقته باهم وقت نگذروندیم ، نظرت چیه یکم باهم بریم بیرون ؟
جونگکوک با چشمای براقش به پدرش نگاه کرد
جونگکوک : واقعا ؟ کجا ؟
پ.ج : نمیدونم ، هرجا تو بگی
جونگکوک : میتونیم بریم جنگل ؟
و با چشمای براق تیله ایش که با ذوق و خوشحالی برق میزد به پدرش نگاه کرد
پ.ج : مطمئن نیستم...جنگل خیلی خطرناک....
ولی وقتی به چشمای هیجان زده جونگکوک نگاه کرد نتونست مقاومت کنه
پ.ج : خب....باشه
جونگکوک : هوراااااا
پ.ج : فردا صبح میریم ، باشه ؟
جونگکوک سرش را به نشانه تائید تکان داد و و با خوشحالی از اتاق بیرون دوید
....ادامه دارد
𝒑𝒂𝒓𝒕 : ²
یونگی به جیمین نگاه کرد که با دقت شاخه های گل را به هم گره میزد و با خوشحالی به جونگکوک نشون میداد
یونگی : آیییششش اون پسره خیلی رو مخمه
تهیونگ : چرا قبول نکنی عاشقش شدی ؟
یونگی : من عاشقش نشدم
تهیونگ : نمیتونی زیاد مقاومت کنی بلاخره یه روزی باید قبول کنی که عاشقش شدی
یونگی : گفتم من عاشقش نشدم انقد اینو نگو
با عصبانیت گفت و روش رو از تهیونگ برگردوند
تهیونگ : باشه بابا
و خندید و دستش را دور گردن یونگی حلقه کرد
تهیونگ : حالا بیا بریم تاجتو بگیر
و یونگی را به سمت جونگکوک و جیمین کشید
جونگکوک به یونگی نگاه کرد
جونگکوک : ببین جیمین برات چی درست کردهههه
و با ذوق تاج را به یونگی نشان داد
یونگی : خوشگله
و تاج را گرفت و روی سرش گذاشت و به جیمین که حالا گونه هایش سرخ شده بود نگاه کرد
تهیونگ : چطوره یه تاجم برای خودتون درست کنین ؟ اینطوری همه باهم ستیم
جونگکوک : آرهههههه
با ذوق گفت و مشغول درست کردن یه تاج دیگه شد
خدمتکاری بهشون نزدیک شد و بعد از تعظیمی کوتاه لب زد
خدمتکار : پادشاه میخوان شاهزاده رو ببینن
جونگکوک با گیجی سرش رو بالا آورد
جیمین : زودباش بیا بریم
جونگکوک : نه ، میخوام تاجمو درست کنم
تهیونگ : میتونی بعدا درستش کنی ، فعلا برو
جونگکوک لحظه ای مکث کرد ، دلش نمیخواست بره ولی در نهایت موافقت کرد و با جیمین رفت
وارد ساختمان قصر شدن و به سمت اتاق کار پادشاه حرکت کردن
جیمین در رو برای جونگکوک باز کرد و بعد از ورود جونگکوک به اتاق درو بست ( خودش نرفت تو )
بابی جونگکوک رو با پ.ج نشون میدم حال ندارم بنویسم . مخفف پادشاه جئون یا پدر جونگکوک )
پ.ج : اوه منتظرت بودم
و با لبخند جونگکوک را در آغوش کشید
جونگکوک : کارم داشتین ؟
پ.ج : خب....داشتم فکر میکردم خیلی وقته باهم وقت نگذروندیم ، نظرت چیه یکم باهم بریم بیرون ؟
جونگکوک با چشمای براقش به پدرش نگاه کرد
جونگکوک : واقعا ؟ کجا ؟
پ.ج : نمیدونم ، هرجا تو بگی
جونگکوک : میتونیم بریم جنگل ؟
و با چشمای براق تیله ایش که با ذوق و خوشحالی برق میزد به پدرش نگاه کرد
پ.ج : مطمئن نیستم...جنگل خیلی خطرناک....
ولی وقتی به چشمای هیجان زده جونگکوک نگاه کرد نتونست مقاومت کنه
پ.ج : خب....باشه
جونگکوک : هوراااااا
پ.ج : فردا صبح میریم ، باشه ؟
جونگکوک سرش را به نشانه تائید تکان داد و و با خوشحالی از اتاق بیرون دوید
....ادامه دارد
- ۳۴۵
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط