{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی از توکیو ریونجرز

تک پارتی از توکیو ریونجرز
موضوع : تولد.
امروز تولد ا/ت بود ، ولی خیلی گیرش نبود و بنظرش کسی اهمیت نمیده و یه روز عادی دیگه بود ، توی راه مدرسه چند تا پسر سمتش اومدن تا اذیتش کنن و از قضا سردستشون ، کای، دوست پسر سابق ا/ت بود که بهش خیانت کرده بود.
کای : به به ببین کی اینجاست ، هرزه قدیمی‌
ا/ت عصبی شد ولی یکی از پسرا جلوتر اومد
یه پسر : جون چه بدنی داری ، یه شب قرضت میگیرم.
ا/ت دستشو مشت کرد تا بزنه که یکی از پسرا از پشت اومد و دو تا بازو ا/ت رو با دستاش گیر انداخت
همون پسره با تمسخر: یکم دیگه بمون باهات کار داریم بعد قول میدیدم همینجا مثل یه ولگرد ولت کنیم.
ا/ت عصبی شد و با پاش یه لگد محکم به پسر جلوییش زد و بعد هم با کف پاش زد تو زانو پسری که گرفته بودش و پسره سست شد و همون موقع ا/ت از چنگش ازاد شد و چرخید و با ارنج زد تخت سینه پسره و بعد با زانو زد تو شکمش و دستشو پیچوند ، رفت سراغ بعدی یه لگد مایکی پسند نثارش کرد و زد زیر پاش ، افتاد زمین و یه لگد زد تو پهلوش دنده اش خورد شد ، و بعدی رو هم مشت بارون کرد( تازه فیلم اکشن دیدم فاز بر داشتم)
بعد دست خونیشو با دستمال توی جیبش پاک کرد و روبروش رو که دید مایکی رو دید.
مایکی : ا/ت‌ــ‌چان خوبی؟ الان میزنم همشو‌ــ
نگاهش به اونا روی زمین افتاد که چند تا بیهوش و بقیه از درد میلرزیدن.
مایکی : مثل اینکه همین الانم بگا رفتن ، هرچی😁بیا با هم بریم.
ا/ت : باشه.
ا/ت و مایکی با هم به مدرسه رفتن ولی توی مدرسه اتفاق خاصی نیفتاد پس...
*پرش به بعد از مدرسه. *
مایکی دست ا/ت رو گرفت کشوند.
مایکی: ا/ت‌ــ‌چان بیا بریم دورایاکی بخریم.
ا/ت : من نمیخوا‌ـــ
مایکی : بیا بریم هوس کردم.
مایکی و ا/ت با هم دورایاکی خریدن و خوردن ولی درواقع مایکی داشت وقت میخرید.
بعد که ا/ت داشت میرفت خونه مایکی کنارش اومد.
مایکی: خودم تا خونه ات میرسونمت.
ا/ت : ممنون نیازی نیست.
مایکی : تعارف نکن باهم میریم.
ا/ت : مرسی.
با هم به خونه ا/ت رسیدم و ا/ت کلید انداخت رفتن تو و لامپا خاموش بود.
ا/ت : بیا تو حالا تا اینجا اومدی .
مایکی پشت سر ا/ت اومد و ا/ت با بیخیالی لامپ رو روشن کرد ولی یهو یه صدایی ا/ت رو گرخوند.
صداها : تولدت مبارککککککک!!!🥳🥳🥳🥳
ا/ت دو متر پرید هوا و ترسید ولی بعد اطرافشو که دید اشک تو چشماش جمع شد ، یه میز بزرگ کیک و خوراکی بود و پایینش کادو های توی پاکت یا کاغذ کادو شیک و دور تا دور میز ، تاکمیچی ، هینا ، اما ، دراکن ، باجی ، چیفویو ، کازوتورا ، میتسویا ، هاکای ، یوزوها، پاچین ، په یان ، ناهویا ، سویا ، موچو ، سانزو و سنجو بودن.
ا/ت کلی خر ذوق شده بود و اشک تو چشماش جمع شده بود و یه لبخند شادی زد
ا/ت : مینا...اریگاتو🥺🥺🥺
دراکن با لبخند : ما که کاری نکردیم ، همش فکر مایکی بود.
ا/ت برگشت و نگاه مایکی کرد و بعد مایکی رو بغل کرد.
ا/ت : ممنونم...این...بهترین تولد عمرمه!
مایکی : این حق تو بود ، ما خوشحالی تورو میخوایم.(عرررررر)
سنجو : حالا بیا کادو هارو باز کن!
همه دور هم جمع شدن و ا/ت دونه دونه کادو هارو باز میکرد و فرستنده هر کادو رو بغل میکرد ( منحرف نشید)بعضی از کادو ها هم شریکی بود ، محتوای کادو ها بیشتر عروسک ، اکسسوری ، لباس ، وسایل نقاشی ، چیزهای فانتزی بود. همه کادو داده بودن بجز مایکی ولی ا/ت چیزی نگفت چون حتی انتظار کادو هم نداشته و نخواهد داشت. بعد از جشن جلسه تومان بود ولی مایکی به ا/ت هم گفته بود بیاد.
مایکی بالا ایستاد و دراکن داد زد : جلسه ی مهم تومان از الان شروع میشه!
ا/ت کنار بقیه سردسته ها و ردیف اول وایساده بود.
مایکی : همگی گوش کنین! من میخوام یه خبر فوری رو اعلام کنم! قراره یه عضو خاص به ما اضافه بشه ، ا/ت ف/ت! میشه اولین عضو دختر گروه!
نفس ا/ت بند اومد و حس کرد قلبش دیگه نمیتپه و بعد با سرعت شروع به تپیدن کرد ، انقدر بلند که حدس زد میتسویا کنار دستش هم شنیده باشه اب دهنشو قورت داد. اعتراض ها بلند شد : یه دختر؟ ...چرا؟...این دیگه چه جورشه؟...چه نسبتی با رهبرمون داره؟......
دراکن قبل از اینکه شایعه پراکنی بشه یا همهمه داد زد.
دراکن : ا/ت یکی از ادم های قوی و مهمی هست که من میشناسم و حتی کل کاپیتان ها هم با حضور ا/ت موافقت کردن ، شما که نمیخواید تصمیم ارشداتون رو زیر سوال ببرید؟ پس ا/ت از الان یه عضو رسمی هست ، تو دسته اول! باجی ، به تو میسپاریمش.
مایکی : ا/ت ، بیا بالا.
ا/ت رفت بالا و اول از همه سمت مایکی خم شد
ا/ت : ازتون خیلی ممنونم!
بعد مایکی یه پاکت داد که توش فرم تومان مخصوص ا/ت بود و توی گوش ا/ت گفت.
مایکی : اینم کادوی من ، تولدت مبارک دورایاکی کوچولو❤️‍🩹

پایانننن🥳🥳🥳
دیدگاه ها (۴)

😔😔😔

محتاج یه همچین ناخونایی

ران منو ببخش... 😔

سناریو توکیو ریونجرز٭روز اول مدرسه pآخر٭تو راه که بودید مایک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط