{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم من زنده ام،

باز هم من زنده ام،
آه ای خدا متشکرم
باز باران بر غبار شیشه ها، متشکرم
باز هم بیداری و خمیازه و صبحی دگر
دیدن آینه و نور و صدا، متشکرم
باز هم یک سفره و یک چای داغ و نان گرم
فرصت دیدار تو در این فضا، متشکرم
بار دیگر می توانم بو کنم از پنجره
یاس خیس خانه ی همسایه را، متشکرم
گرچه در این وقت پر، گهگاه یادت می کنم
خاطرم جمع است می بخشی مرا، متشکرم
من که بی تسبیح و بی سجاده ام
از من بگیر، این تغزل را بعنوان دعا، متشکرم

«حمید مصدق»
دیدگاه ها (۸)

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

باز هم من زنده ام، آه ای خدا متشکرم! بازباران برغبارشیشه ها،...

باز هم من زنده ام آه اى خدا متشکرمباز باران بر غبار شيشه ها ...

باز هم من زنده ام، آه ای خدا متشکرم! بازباران برغبارشیشه ها،...

بازهم من زنده ام آه ای خدا متشکرم،باز باران بر غبار شیشه ها ...

بازهم من زنده ام آه ای خدا متشکرم،باز باران بر غبار شیشه ها ...

باز هم من زنده ام،آه اي خدا متشکرم! بازباران برغبارشيشه ها،م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط