آرتاوسیونزدیپاملا فرانکشتاین Pamela Frankenstein
آرت/اوسی/ونزدی/پاملا فرانکشتاین/ Pamela Frankenstein
راستش خیلی دیر کامل شد بخاطر گشادیم ولی به هر حال، گوگولیه میتونم بگم به نسبت ازش راضیم
نام و نام خانوادگی: پاملا فرانکشتاین
نام مستعار: اشتاین(بهش میگن اشتاین کوچولو بخاطر پیشینه و مادرش)
جنسیت: مونث
سن: ¹⁴ (همسن پاگزلی💔)
تولد: ⁶/مارچ ، ¹⁶/اسفند (فقط یه سریا میدونن یعنی چی)
تایپ INTJ : MBTI
اخلاق/رفتار: درونگرا، بیحس، سرد، بیشتر مواقع عصبی و بدخلق، یک متفکر و دانشکند دیوانه مانند پدرش، دارای روحیات خشن، حسه شنوایی قوی و حساسی داره، بیشتر وقتا بینه «انسان بودن» و یه «هیولای بخیه ای بودن میمونه» ، با شنیدن صداهای خشدار به طور وحشیانه به همه حمله میکند
وضعیت: دانش آموز نورمور
بستگان:
• پدر: ویکتور فرانکشتاین «با بازی جانیدپ»
• مادر: فرانکلین اشتاین «با بازی هلنا بونهام کارتر»
• خانواده ی اشتاین/فرانکشتاین
نژاد: انسانی «که با بخیه های زیاد و اعضای بدنه خاص در یک آزمایشگاه به وجود میاد»
توانایی ها:
• کار با صاعقه
• کنترل آب و هوا با احساسات
• شنوایی حساس و قدرتمند
داستان زندگی/پیشینه: ویکتور دانشمندی مرموز با پیشینه ای پیچیده است، ویکتور و همسرش که قادر به بچه دار شدن نیستند پس تصمیم میگیرند با کمک وسایله آزمایشگاهی که در خانه ی خود دارند دختری با خصوصیات مشابه با خودشان بسازند، پس ویکتور دست به کار میشود و اجزای بدن را به هم وصل میکند، مغز و... در نهایت دختری به نام پاملا را میسازند و او عزیز دردانه ی خانواده ی اشتاین/فرانکشتاین است.
دیالوگ:
من امید به کسی نمیدم، من رده پای ترس رو به جا میزارم..
راستش خیلی دیر کامل شد بخاطر گشادیم ولی به هر حال، گوگولیه میتونم بگم به نسبت ازش راضیم
نام و نام خانوادگی: پاملا فرانکشتاین
نام مستعار: اشتاین(بهش میگن اشتاین کوچولو بخاطر پیشینه و مادرش)
جنسیت: مونث
سن: ¹⁴ (همسن پاگزلی💔)
تولد: ⁶/مارچ ، ¹⁶/اسفند (فقط یه سریا میدونن یعنی چی)
تایپ INTJ : MBTI
اخلاق/رفتار: درونگرا، بیحس، سرد، بیشتر مواقع عصبی و بدخلق، یک متفکر و دانشکند دیوانه مانند پدرش، دارای روحیات خشن، حسه شنوایی قوی و حساسی داره، بیشتر وقتا بینه «انسان بودن» و یه «هیولای بخیه ای بودن میمونه» ، با شنیدن صداهای خشدار به طور وحشیانه به همه حمله میکند
وضعیت: دانش آموز نورمور
بستگان:
• پدر: ویکتور فرانکشتاین «با بازی جانیدپ»
• مادر: فرانکلین اشتاین «با بازی هلنا بونهام کارتر»
• خانواده ی اشتاین/فرانکشتاین
نژاد: انسانی «که با بخیه های زیاد و اعضای بدنه خاص در یک آزمایشگاه به وجود میاد»
توانایی ها:
• کار با صاعقه
• کنترل آب و هوا با احساسات
• شنوایی حساس و قدرتمند
داستان زندگی/پیشینه: ویکتور دانشمندی مرموز با پیشینه ای پیچیده است، ویکتور و همسرش که قادر به بچه دار شدن نیستند پس تصمیم میگیرند با کمک وسایله آزمایشگاهی که در خانه ی خود دارند دختری با خصوصیات مشابه با خودشان بسازند، پس ویکتور دست به کار میشود و اجزای بدن را به هم وصل میکند، مغز و... در نهایت دختری به نام پاملا را میسازند و او عزیز دردانه ی خانواده ی اشتاین/فرانکشتاین است.
دیالوگ:
من امید به کسی نمیدم، من رده پای ترس رو به جا میزارم..
- ۳.۷k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط