اندکے تـأمــلـ🤔
اندکے تـأمــلـ🤔
از دزد می ترسید،می ترسید مبادادزد به خانه اش بزند.می ترسید همه سرمایه و دارایی اش را
یک شبه به تاراج ببرند.برای همین در خانه دزدگیر نصب کرده بودبا در های آهنی و قفل های
ضد سرقت.هیچ دزدی جرات نداشت به خانه او قدم بگذارد😕
اما آن شب دزد به سراغش آمدو همه دارایی اش را برد😏
تا صبح نشده همه اهل محل داستان
فرار پسر غریبه با دخترش را می دانستند.😓
دخترم,ای همه هستی من…
تو یکی گوهر تابنده بی مانندی,
خویش را خوار مبین,
ای سراپا الماس💎 … ازحرامی بهراس…
قیمت خود مشکن…قدر خود را بشناس…
از دزد می ترسید،می ترسید مبادادزد به خانه اش بزند.می ترسید همه سرمایه و دارایی اش را
یک شبه به تاراج ببرند.برای همین در خانه دزدگیر نصب کرده بودبا در های آهنی و قفل های
ضد سرقت.هیچ دزدی جرات نداشت به خانه او قدم بگذارد😕
اما آن شب دزد به سراغش آمدو همه دارایی اش را برد😏
تا صبح نشده همه اهل محل داستان
فرار پسر غریبه با دخترش را می دانستند.😓
دخترم,ای همه هستی من…
تو یکی گوهر تابنده بی مانندی,
خویش را خوار مبین,
ای سراپا الماس💎 … ازحرامی بهراس…
قیمت خود مشکن…قدر خود را بشناس…
- ۶۴۸
- ۰۵ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط