زن
.
زن
عاشقانه های بنفشش را
در گیسوان شگفت شب می بافد
-جایی حدود بغض های بی قراری-
در همان دقایق آواره ای
که ترانه ای غمگین و دوردست
در گلوی واژگانم سقط می شود
و نسیم نیمه مست اردی بهشت
یاد شرجی مردی را در من می تند
که هر شب
بر تن تنهایی ام دست می کشد
و آه/ شعر می شود...
#particular
زن
عاشقانه های بنفشش را
در گیسوان شگفت شب می بافد
-جایی حدود بغض های بی قراری-
در همان دقایق آواره ای
که ترانه ای غمگین و دوردست
در گلوی واژگانم سقط می شود
و نسیم نیمه مست اردی بهشت
یاد شرجی مردی را در من می تند
که هر شب
بر تن تنهایی ام دست می کشد
و آه/ شعر می شود...
#particular
- ۱.۲k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط