{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت یک شب تو را من در بغل خواهم گرفت

عاقبت یک شب تو را من در بغل خواهم گرفت
از لبانت کم کمک، شهد و عسل، خواهم گرفت

تا بخوانم من برایت تا سحر، ده ها غزل
از نگاهت سوژه ی ده ها غزل، خواهم گرفت

جای لب های تو خواهد ماند، بر لب های من
شک نکن یک بوسه چون ضرب المثل، خواهم گرفت.

بعد از آن بوسه به چشمانت نظر خواهم فکند
برق چشمان تو را، عکس العمل، خواهم گرفت.

یا خودت اقدام عاجل میکنی در بوس بعد
یا خودِ من بعد ِیک ضرب العجل، خواهم گرفت.

صبر اگر باشد عقیق سرخ گردد، سنگ سرد
من صبورم، بوسه ام را بی جدل، خواهم گرفت

گرچـه با تو صا د قــم امروز ، گر لازم شود
پاسخ مثبت من از تو ، با حیل ، خواهم گرفت

عمر اگر چه تنگ و دل سنگ است دلدارم ، ولی
این خط و این پا خطش، قبل از اجل، خواهم گرفت

گرچه سنگ روزگار این پای لاجانم شکست،
لنگ لنگان شانه ات با پای شل ، خواهم گرفت
دیدگاه ها (۳)

‌ چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دل...

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط