{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابر چشمم خشک شددر امتدادجاده ها

ابر چشمم خشک شددر امتدادجاده ها
رحم کن بر موسپیدی های این دلداده ها

سال ها دنبال اسم و رسم ها بودم، ولی
هیچ امّیدی نداری تو به آقازاده ها

مطمئنم با سپاهی از شهیدان میرسی
باکری، همت، سلیمانی و فخری زاده ها...🌷🤲🥀
دیدگاه ها (۱)

برای لحظۀ موعود بی‌قرار نبودم چه شدکه مثل علی بن مهزیار نبود...

پایان بده به تاب و تب بی حساب من خندیده اند خلق به حال خراب ...

ای که بی چشم تو کار عشق مشکل میشود دینِ من با خنده ی گرم تو ...

من مَلک بودم و فردوس برین جایم بود به زمین آمده ام خادم مهدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط