{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی... باز در خاطرم آمد که

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی... باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر...
دیدگاه ها (۱)

گفتم شب مهتاب بیا ناز کنان گفت.. آنجا که منم حاجت مهتاب نباش...

بعضی از کارها مردانه است.باید قبول کرد.مثل دوست داشتن یک زن....

دستم به تو نمیرسد اما... در شعر هایم جایت میدهم....

دامنت با باد می رقصد...لبانت با نسیم....

روزی تو خواهی آمد 🌺

عاشقانه

اقای شهید و عزیز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط