RESPECT OR DIE : پارت شانزدهم

RESPECT OR DIE : پارت شانزدهم

چهار دقیقه و پنجاه ثانیه باقی مانده بود...
جونگ‌کوک از اتاق خارج شد...
راهرو تاریک بود...
صدای بی‌سیم یکی از مردها به گوش رسید:
: ((هدف از ساختمان خارج شد))
جونگ‌کوک ایستاد...
+ هدف کیه؟
مرد سکوت کرد...
+ پرسیدم کیه؟
: ((نمی‌دونم))

جونگ‌کوک نگاه سردی بهش انداخت و از پله‌ها پایین رفت...

ــــــ

چند دقیقه بعد...
نیلا چشم‌هایش را باز کرد...
در یک اتاق کوچک بود...
از جایش بلند شد و سمت در رفت...
در قفل بود...
صدای قدم‌هایی نزدیک شد...
در باز شد...
مردی وارد شد و پاکتی روی میز گذاشت...
: ((بازش کن))
نیلا پاکت را برداشت...
داخلش عکس برادرش بود...

پشت عکس نوشته شده بود:

«برای پیدا کردنش...
به جونگ‌کوک اعتماد کن.»

نیلا با تعجب به نوشته خیره شد...
— من به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنم...
مرد لبخند کوتاهی زد...

: ((پس امیدوار باش جونگ‌کوک بهت اعتماد کنه))

مرد از اتاق خارج شد...
چند لحظه بعد صدای ماشین از بیرون بلند شد...
نیلا به سمت پنجره رفت...
پرده را کنار زد...
ماشین مشکی جلوی ساختمان ایستاده بود...
جونگ‌کوک از ماشین پیاده شد...
نگاهش مستقیم به ساختمان بود...
نیلا آرام گفت:
— چرا اومدی اینجا؟

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

فیک تهکوک «وارثِ زار»پارت سوم | پشت دردستگیره هنوز تکان می‌خ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

LESSON

ادامه ی پارت ۱۹۵

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت هفتم: فقط تو رو می‌خوانصدای قدم‌ها ...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

🖤 پارت ۷ | «فرار از حقیقت»چند ثانیه...هیچ‌کس حرف نزد.صدای آژ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.3 (روایت از زبان ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط