{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا_دیگر 

حالا_دیگر 
تنهایی ام آن قدر بزرگ شده است 
که می تواند دستم را بگیرد 
و از تمام خیابان های شلوغ عبور دهد

حالا_دیگر 
تنهایی ام آن قدر عمیق شده است 
که می تواند 
مرا در خود غرق کند

حالا_دیگر
تنها نیستم 
تنهایی با من است
دیدگاه ها (۱)

ای که می‌گویی طبیب قلب‌های عاشقی کاش دردم را نیفزایی، مداوا ...

یک ناله ٔ مستانه ز جائی نشنیدیم ویران شود آن شهر که میخانه ن...

هیچوَقت اِلتماس کسیـو که واسَش مهم نیستی نَکن هیچوَقت به کسی...

ایــن روزا اگہ ڪـســے بـهت گفت "عـــاشــقـــتـم" 👈 حـتما...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

Jade forest

پارت اول: پاریس، شهری که همیشه عطر قهوه تازه و صدای قدم های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط