{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیگویم دوستت میدارم

نمی‌گویم دوستت می‌دارم
عشق ِ به تو
اعتراف سنگینی‌ست
در روزگار ِ عدم ِ قطعیت
فرهادِ تو بودن
متهم‌ام می‌کند
به چشم‌های ِ سیاهی که نداشته‌ام
می‌نویسم دوستت می‌دارم و
قایم‌اش می‌کنم...
تو به درد زندگی نمی‌خوری
تو را باید نوشت و گذاشت
وسط ِ همان شعرها و قصه‌هایی
که ازشان آمده‌ای...
دیدگاه ها (۶)

بِبَخش اگر..خودم را بہ مریضے مےزنم..نمیدانے چہ لذتے دارد وقت...

دست هایـمان را بـهم قفـل کنیمفقط یـادت باشدکلیـد را جایـی بـ...

هر جا باشیهر جا هستیهر جا میریفرقی نمیکند نه اینکه نگرانت نب...

خودم را در تــــو میبـینـم تمـــام آرزویــم باشنمازعشق که می...

عشق اجباری.......پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط