سناریو: (وقتی عضو نهمی و دوست دخترشونی و انرژی زنانه منفی
سناریو: (وقتی عضو نهمی و دوست دخترشونی و انرژی زنانه منفی صد داری...)
وقتی عضو نهمی و دوست دخترشونی و انرژی زنانه منفی صد داری...
(راستش بچه ها نمیدونم چقدر از شما اینطوری هستید اگر باهاش حس خوبی نداشتید و نتونستید باهاش ارتباط بگیرید بگید....)
چان: وقتی میدیدی چان هیت میگیره یا استف ها اذیتش میکنن و اون چیزی نمیگه یجوری داغ میکردی و پاچهشونو میگرفتی که کاری کردی تمام بدخواهای چان تبدیل بشن به افراد کاملا ترسو و لال و چان همیشه با این کارت شوکه میشد...و یه شب که تو کنسرت بودید یکی از فن فیک ها یه بطری ابو محکم پرتاب کرد به سمت چان که تو سریع با نگرانی رفتی طرفش
ات: هی خوبی؟حالت خوبه؟
چان: خوبم خوبم نگران نباش
یهو چشمت خورد به همون استفی که خیلی رو مخت بود و سابقه خوبی نداشت، داشت میخندید و انگار از عمد جلو بطری رو نگرفت و همون بطری رو برداشتی محکم زدی به صورتش که اینکارت تو رسانه ها پخش شد و همه حق رو دادن به تو چون استی ها فیلم گرفته بود که چه اتفاقی افتاده و چان و اعضا از این کارت تو کنسرت بی پشم شده بودن....
لینو: بین اعضا تو، چان، لینو و کمی هم آی آن و هان بوکس کار میکردید تو بین اعضا ریزه میزه دیده میشدی ولی واقعا همیشه زرنگ و غیر قابل پیشبینی بودی طوری که جمله(فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه)قشنگ برای تو بود، شما سه تا عضو همیشه بوکس براتون مهمترین ورزش بود و هر سه تاتون تو یه باشگاه بودید، امروز مربیتون گفت که تو و لینو باهم مسابقه دارید و تو همیشه برای مسابقه و رقابت هیجانی بودی و به خودت مطمئن بودی از پیش برمیای چون نمیشه تلاش و تمرین زیاد میکردی، همه آماده بودن و چان کامل بهتون را زده بود که با سوت مربی شروع کردید به مبارزه، بعد نزدیک به ربع(بچه ها من زیاد زمانشو نمیدونم عذر میخوام)مبارزتون تموم شد و.....تو بردی لینو هنوزم تو کد بود
لینو: تو چجوری.....
مربی: آفرین ات کارت فوق العاده بود
ات: ممنونم مربی -لبخند
ات: روبه لینو- خودت میدونی هیچوقت نمیزارم جلوت کم بیارم -پوزخند
چانگبین: شما و پسرا دسته جمعی بعد از تمرین دنس داشتید بازی میکردید که هیونگ ها داشتن باهم مچ مینداختن و توهم که عاشق اینجور کارا بودی و همیشه با پسرا رقابت میکردی گفتی توهم میخوای مچ بندازی، همه کپ کرده بودن چون مکنه و عضو ریزه نیزه و کوچیکتری بودی و اعضا مطمئن بودن که میبازی رفتی پیش چانگبین که تا الان برده و قوی ترین بود جلوش نشستی و مچ هاتون رو به هم گره زدی
چانگبین: واقعا چطور همچین فکری کردی -پوزخند
ات: دهنو ببند بزار هروقت بردی حرف بزن -خونسرد
چانگبین: -کپ
با شمارش چان مچ اندازیتون شروع شد چانگبین داشت تورو میبازوند که توُ، تو یه چشم بهم زدن از چانگبین بردی
ات: دیدیییییییییییییی، من قوی ترمممممممممممم
اعضا: گرخیده بودن-
هیوجین: امروز تو هیوجین، چان و چانگبین باشگاه بودی و تو امروز سرشونه قرار بود تمرین کنی و رفتی برای یه ستی که در نظر داشتی وزنه برداشتی و باید بگم وزن وزنه ای که برداشته بودی اصلاااااا برای پسرا عادی نبود
چانگبین: هی هی ات مطمئنی سنگین نیست
ات: هوم...چطور؟اونقدر اذیت نمیکنه، به اندازه ست
چان: ات ت..تو چجوری.....
ات: بابا بچه اینکه چیزی نیست
هیوجین: واقعا خدا به جای اینکه تورو به عنوان مرد به دنیا بیاره اشتباهی گذاشتت تو بدن زن -تعجب
ات: وااااااا
چانگبین: مواظب باشیااااا
ات: حیله خب بچه ها نگران نباشید
شروع کردی به تمرین و اعضا فکشون آنقدر بازمونده بود که نزدیک بود مگس بره توش.....
وقتی عضو نهمی و دوست دخترشونی و انرژی زنانه منفی صد داری...
(راستش بچه ها نمیدونم چقدر از شما اینطوری هستید اگر باهاش حس خوبی نداشتید و نتونستید باهاش ارتباط بگیرید بگید....)
چان: وقتی میدیدی چان هیت میگیره یا استف ها اذیتش میکنن و اون چیزی نمیگه یجوری داغ میکردی و پاچهشونو میگرفتی که کاری کردی تمام بدخواهای چان تبدیل بشن به افراد کاملا ترسو و لال و چان همیشه با این کارت شوکه میشد...و یه شب که تو کنسرت بودید یکی از فن فیک ها یه بطری ابو محکم پرتاب کرد به سمت چان که تو سریع با نگرانی رفتی طرفش
ات: هی خوبی؟حالت خوبه؟
چان: خوبم خوبم نگران نباش
یهو چشمت خورد به همون استفی که خیلی رو مخت بود و سابقه خوبی نداشت، داشت میخندید و انگار از عمد جلو بطری رو نگرفت و همون بطری رو برداشتی محکم زدی به صورتش که اینکارت تو رسانه ها پخش شد و همه حق رو دادن به تو چون استی ها فیلم گرفته بود که چه اتفاقی افتاده و چان و اعضا از این کارت تو کنسرت بی پشم شده بودن....
لینو: بین اعضا تو، چان، لینو و کمی هم آی آن و هان بوکس کار میکردید تو بین اعضا ریزه میزه دیده میشدی ولی واقعا همیشه زرنگ و غیر قابل پیشبینی بودی طوری که جمله(فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه)قشنگ برای تو بود، شما سه تا عضو همیشه بوکس براتون مهمترین ورزش بود و هر سه تاتون تو یه باشگاه بودید، امروز مربیتون گفت که تو و لینو باهم مسابقه دارید و تو همیشه برای مسابقه و رقابت هیجانی بودی و به خودت مطمئن بودی از پیش برمیای چون نمیشه تلاش و تمرین زیاد میکردی، همه آماده بودن و چان کامل بهتون را زده بود که با سوت مربی شروع کردید به مبارزه، بعد نزدیک به ربع(بچه ها من زیاد زمانشو نمیدونم عذر میخوام)مبارزتون تموم شد و.....تو بردی لینو هنوزم تو کد بود
لینو: تو چجوری.....
مربی: آفرین ات کارت فوق العاده بود
ات: ممنونم مربی -لبخند
ات: روبه لینو- خودت میدونی هیچوقت نمیزارم جلوت کم بیارم -پوزخند
چانگبین: شما و پسرا دسته جمعی بعد از تمرین دنس داشتید بازی میکردید که هیونگ ها داشتن باهم مچ مینداختن و توهم که عاشق اینجور کارا بودی و همیشه با پسرا رقابت میکردی گفتی توهم میخوای مچ بندازی، همه کپ کرده بودن چون مکنه و عضو ریزه نیزه و کوچیکتری بودی و اعضا مطمئن بودن که میبازی رفتی پیش چانگبین که تا الان برده و قوی ترین بود جلوش نشستی و مچ هاتون رو به هم گره زدی
چانگبین: واقعا چطور همچین فکری کردی -پوزخند
ات: دهنو ببند بزار هروقت بردی حرف بزن -خونسرد
چانگبین: -کپ
با شمارش چان مچ اندازیتون شروع شد چانگبین داشت تورو میبازوند که توُ، تو یه چشم بهم زدن از چانگبین بردی
ات: دیدیییییییییییییی، من قوی ترمممممممممممم
اعضا: گرخیده بودن-
هیوجین: امروز تو هیوجین، چان و چانگبین باشگاه بودی و تو امروز سرشونه قرار بود تمرین کنی و رفتی برای یه ستی که در نظر داشتی وزنه برداشتی و باید بگم وزن وزنه ای که برداشته بودی اصلاااااا برای پسرا عادی نبود
چانگبین: هی هی ات مطمئنی سنگین نیست
ات: هوم...چطور؟اونقدر اذیت نمیکنه، به اندازه ست
چان: ات ت..تو چجوری.....
ات: بابا بچه اینکه چیزی نیست
هیوجین: واقعا خدا به جای اینکه تورو به عنوان مرد به دنیا بیاره اشتباهی گذاشتت تو بدن زن -تعجب
ات: وااااااا
چانگبین: مواظب باشیااااا
ات: حیله خب بچه ها نگران نباشید
شروع کردی به تمرین و اعضا فکشون آنقدر بازمونده بود که نزدیک بود مگس بره توش.....
- ۱۵۹
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط