{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین باری که همدیگر را دیدیم او بیرون بود و من پشت شیشه

اولین باری که همدیگر را دیدیم او بیرون بود و من پشت شیشه
من خط دادم و او گرفت
امروز که دست نوشته هایم را میخوانی
جفتمان از پشت شیشه فریاد میزنیم
سوکتمان را . . .
اینجا؟؟ هیچ خـــبری نیست
اینروزها فقط به فکر آینده ، گذشته را فراموش میکنیم و با حال خوشیم
آینده ای که خیلی زود گذشتنش را به رخ میکشد.
ماهم که فــــــــاز انکار
عادی یا تأخیری !
بی خیال بیا حالـــــــمان را بکنیم .
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دل آزرده‌ی ما را به نسیمی بنوازیعنی آ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ای شادی آزادیروزی که تو بازآییبا این ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿هجر به استخوان رسید، وصل دوا نمی‌کنی ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 دانم که آهِ ما را، باشد بسی اثرهالیکن ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿کوه ازین قصه ی پر غصه به فریاد آمد  آ...

-

✨️بااحترام تقدیم به شما✨️ فالوورای عزیزم 🌹♥✨️مرررررررررررررر...

هواللهم اجعل قلبي الموطن الوحيد لحضورك.الهی، قلبم را تنها جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط