اولین باری که همدیگر را دیدیم او بیرون بود و من پشت شیشه
اولین باری که همدیگر را دیدیم او بیرون بود و من پشت شیشه
من خط دادم و او گرفت
امروز که دست نوشته هایم را میخوانی
جفتمان از پشت شیشه فریاد میزنیم
سوکتمان را . . .
اینجا؟؟ هیچ خـــبری نیست
اینروزها فقط به فکر آینده ، گذشته را فراموش میکنیم و با حال خوشیم
آینده ای که خیلی زود گذشتنش را به رخ میکشد.
ماهم که فــــــــاز انکار
عادی یا تأخیری !
بی خیال بیا حالـــــــمان را بکنیم .
من خط دادم و او گرفت
امروز که دست نوشته هایم را میخوانی
جفتمان از پشت شیشه فریاد میزنیم
سوکتمان را . . .
اینجا؟؟ هیچ خـــبری نیست
اینروزها فقط به فکر آینده ، گذشته را فراموش میکنیم و با حال خوشیم
آینده ای که خیلی زود گذشتنش را به رخ میکشد.
ماهم که فــــــــاز انکار
عادی یا تأخیری !
بی خیال بیا حالـــــــمان را بکنیم .
- ۱۸۳
- ۱۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط