{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد لحظه ها را حبس کرد

کاش میشد لحظه ها را حبس کرد
در کتاب زندگانی دست کرد
کاش در تقدیر آدم دل نبود
عشق را در خانه اش منزل نبود
کاش چشمانم صدایت میزدند
ساز غم هایم برایت میزدند
دل پر از اندوه جان فرسای توست
خوب میدانی دلم هم پای توست
فاصله گر قدرتش را پیش چشمانم کشید
از تنت روح لطیفت را درید
گوش بسپارد به این نجوای درد آلود من
تو نخواهی رفت از تن و از بود من
نور میخواند تو را سمت خدا
کاش میشد ابرها را کرد از باران جدا
گرچه این افسوس هارا رنگ نیست
کاش میشد گفت" این دل تنگ نیست"ـ
دیدگاه ها (۳)

برنامه ای هست که عکسایی که پاک شده رو بازگردانی کرد؟؟؟

.

دلبرم رفت و دلم رفت به دنبال دلشاو به دنبال رقیب و دل به دنب...

My bloody love پارت ۳۴

خون و عسل

𝓟𝓪𝓻𝓽1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط