{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 3
#گربه ای که عاشقش شدم

پاشو باند پیچی کردم و بهش یکم غذا دادم به نظر گرسنه می‌آمد
به درخت تکه دادم و گربه بقلم بود دوتامون خوابیده بودیم

با صدای یوجی مامان گروه بیدار شدم 😅
=دختر تو چرا اینجا خوابیدی نمیگی مریض میشی (داد)
+ولمون کن دیگ
راستی گربه رفته بود

رفتیم تو صبحانه خوردیم

*دیشب بیرون خوابیدی
+اره
*سردت نشد
+ن..... راستی (کل ماجرای گربه رو تعریف کرد)
*پشماممممممم خرشانش
+خنده
=بخورید میخوام جمع کنم
بعد جمع کردن

بریم بچرخیم
=من حال ندارم
*منم همین طور
+باش تنها میرم بای
=*مواظب خودت باش بای

ویو ا.ت
داشتم قدم میزدم
تا دوباره اون گربه رو دیدم
+سلام منم یادته دیشت
رفتم سمتش و باهم بازی کردیم
گربه توی بقلم بود تا یهو اون.... اون


چطور بود
شرط پارت بعد 10 لایک 10 کامنت
دیدگاه ها (۱۷)

پارت 7دوست پسر آیندمبعد سه ساعت بهش اسکیت سواری یاد دادم ام...

پارت 4#گربه ای که عاشقش شدماون..... اون... تبدیل شد به گربهه...

پارت 2#گربه ای که عاشقش شدمرفتیم چرخیدیم.....شب شدویو ا.تهمه...

سلام یک فیک جدید آمد به ظهنمالان دارم کلی عرررر میزنم چون کل...

رمان جیمین 🍁shadow of love:{ part 9}🧸×به خونه رسیدم کلیدو از...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط