{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند
دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
دیدگاه ها (۲)

هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش چون اگر روزی آن ف...

سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست… مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ ...

گاهـــــــــــــی آنچنان مزخرف می شــــــوم که برای دیگـــــ...

تقــــــــــدیم به داداش رضــــــــــارضــــــــــا ابن الاه...

jeongin

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

ONLY MINE PART 7 روز بعدویو ا/ت . ساعت ۱۰ از خواب بیدار شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط