{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای قصه ای که با “یکی بود یکی نبود “شروع

برای قصه ای که با “یکی بود یکی نبود “شروع


میشود ,پایانی از آوارگی کلاغ نمی توان نوشت…
دیدگاه ها (۱)

کریمه ی اهل بیت🖤

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

شروع این قصه از خنده های تو بود 💎کاشکی یکی حریف اون چشمای تو...

🌸 درود و مهر،با عشق و امید، صبح‌تون بخیر ❤️امروز را با دلِ گ...

فرض کنید بعد مرگ پدر و مادر میکاسا. میکاسا ارن رو مثل برادر ...

برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آ...

‌مشکل از روزی شروع شد که بی ناموسی فضیلت شد!‌مثلاً مشکل از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط