محکومم
محکومم
به سلول انفرادی تنم
دیوارهایش چنان بلند
ونزدیک به هم که گلویم
را می فشارد وتن نحیفم
را در هم می کشد،
زنانگی ام را به دست باد
نسپردم، ولی غافل از
اینکه مردان سرزمینم به
باد دادن مردانگی شان را
ای مرد زندان بان خوبی
باش!!!!!
قفل کردی کلید را قورت
بده،
ترسی از تشنگی وگرسنگی
ندارم،
فقط سهم روزانه من حفظ
شرافتم است.
به سلول انفرادی تنم
دیوارهایش چنان بلند
ونزدیک به هم که گلویم
را می فشارد وتن نحیفم
را در هم می کشد،
زنانگی ام را به دست باد
نسپردم، ولی غافل از
اینکه مردان سرزمینم به
باد دادن مردانگی شان را
ای مرد زندان بان خوبی
باش!!!!!
قفل کردی کلید را قورت
بده،
ترسی از تشنگی وگرسنگی
ندارم،
فقط سهم روزانه من حفظ
شرافتم است.
- ۳۰۹
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط