{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#برکت_در_کارها

#برکت_در_کارها

مسئولیت سنگینی گرفته بودم
یک روز شهید تهرانی مقدم پیش من آمد و گفت دوست داری کارت خوب پیش برود؟! گفتم: بله.
گفت: به تمام نیروهای تحت امرت بگو؛ بگویند "خدایا ما این کار را برای تو انجام می دهیم؛ اگر ثواب دارد آن را تقدیم حضرت_زهرا (سلام الله علیها) می کنیم"
بعد از آن به صورت عجیبی کارهای ما درست می شد.

#شهید_حسن_تهرانی_مقدم #خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

به من می گفت: «مهم نیست که آدم مسؤلیت داشته باشد یا نداشته ...

#خاطرات_شهداهر وقت از سوریه تماس میگرفتن، میخندیدن و میگفتن ...

من اگر برایٖ سیبی، زِ بهشت رانده گشتمبه هوای سیبَ ت اکنون، ب...

برای خانه‌ای که تو نیستی در اضافی‌ست پنجره اضافی‌ست برای ای...

فاصله یک لبخند تا جنون

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط