برف سیاهی

برف سیاهی
برای سر به زیر بردن
در تنگنای پلیدی
به تقارنی زهد و ریا
می جوییم
در ساکن ترین حالت مرداب
ایستا ی محض.
وزیدن باد
همان کودک بازیگوش است
و هوس پرتاب سنگ
ویار ازار.
سر در یقه
بوی گند فاحشه گی
دور از تن باد
از جامه است
نشسته هفت تابستان
را برتن
که در معادن جان داده
هیس
نباید گفت نباید شنید
قبیح است عیب خود را گفتن
لیک دیگر بس است
بکارت این شرم را می درم
دادم را می رسانم
به گوش انکه می شنود
دستی بجوییم برای دفن کردن این تنهای
هرزالود
نکند اثر کند این تعفن
از مخلوق به خالق

#امیرعلی_قربانی

https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۱۷)

امشب خیال دیدنت به سرم زده اما تو کجا... من کجا... دیدار به ...

لایک و بازنشر مهربونا فراموش نشه

پناه بر چای و آرامش... ☕️🤍هوای ابری، سکوتِ دلنشینو روزمرگی‌ه...

مادر من… 🥺❤️‍🩹گاهی به زندگی‌ت فکر می‌کنم و از خودم می‌پرسم چ...

*وقتی باهات آشنا شدم ، احساس کردم بعد از یك سفر طولانی ؛ بلخ...

دسته گل مناسب برای هر مراسم! فالو کن گمم نکنی

خاص ترین ماشین عروس اردبیل! فالو کن تا جا نمونی از بعدی

سه مدل موی روز مره! فالو = مشاهده کردن بروزترین کلیپ

برایت می‌نویسم«عزیزتر از جانی»و قاب می‌گیرم این کلام رامزین ...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط