من و گریه من و بارون ، من و این شُرشُر ناودون
من و گریه من و بارون ، من و این شُرشُر ناودون
منم و این همه دردی ، که گرفتارشم امشب
من و این سکوت ِ مُبهم ، من و زخمای دمادم
من و یه نیمکت ِ چوبی ، که طرفدارشم امشب
میگذره زمانو اما ، شب ِ من تموم نمیشه
من و یه لحظه شماری ، که به رُخ میکشه دردو
پرسه تو خیابونایی ، که پُر از خاطره هاته
میشنوم فقط صدای ، خِش خِش ِ برگای زردو
توی پاییز ِ خیالم ، هیچ کسی همسفرم نیست
جُز تو و بُغض ِ سکوتم ، چیزی توی باورم نیست
ساده رفتی نمیدونی ، بعد ِ تو ساکت و سردم
سخته باورش ولی من ، زندگی رو توبه کردم
منم و این همه دردی ، که گرفتارشم امشب
من و این سکوت ِ مُبهم ، من و زخمای دمادم
من و یه نیمکت ِ چوبی ، که طرفدارشم امشب
میگذره زمانو اما ، شب ِ من تموم نمیشه
من و یه لحظه شماری ، که به رُخ میکشه دردو
پرسه تو خیابونایی ، که پُر از خاطره هاته
میشنوم فقط صدای ، خِش خِش ِ برگای زردو
توی پاییز ِ خیالم ، هیچ کسی همسفرم نیست
جُز تو و بُغض ِ سکوتم ، چیزی توی باورم نیست
ساده رفتی نمیدونی ، بعد ِ تو ساکت و سردم
سخته باورش ولی من ، زندگی رو توبه کردم
- ۱.۳k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط