{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و گریه من و بارون ، من و این شُرشُر ناودون

من و گریه من و بارون ، من و این شُرشُر ناودون
منم و این همه دردی ، که گرفتارشم امشب
من و این سکوت ِ مُبهم ، من و زخمای دمادم
من و یه نیمکت ِ چوبی ، که طرفدارشم امشب

میگذره زمانو اما ، شب ِ من تموم نمیشه
من و یه لحظه شماری ، که به رُخ میکشه دردو
پرسه تو خیابونایی ، که پُر از خاطره هاته
میشنوم فقط صدای ، خِش خِش ِ برگای زردو


توی پاییز ِ خیالم ، هیچ کسی همسفرم نیست
جُز تو و بُغض ِ سکوتم ، چیزی توی باورم نیست

ساده رفتی نمیدونی ، بعد ِ تو ساکت و سردم
سخته باورش ولی من ، زندگی رو توبه کردم
دیدگاه ها (۲)

به تو می اندیشمای سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

مست اگر باشی در آغوشت خدایی میکنم،خاک را سرشار ِ عرش ِ کبریا...

گرچه میدانم، درآغوشت نمی گیرم گلمتا نگویم دوستت دارم، نمی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط