نقاشی خودمS156
نقاشی خودمS156
چقدر دلم برای بچگیام تنگ شده
توی حیاط زیر اسمون دراز میکشیدم و ساعت ها با ستاره ها و خدا و اسمون زیباش حرف میزدم
چی شد اون روزای خوب
چرا هر چی بزرگتر میشه ادم دلخوشی هاش کمتر میشه
چرا بیشتر میفهمه...
کاش همیشه مثل اون روزا شاد بودم
سرخوش و رها
بی دغدغه
تا خونه بابایی و همه نازت رو میکشن
مخصوصا که یه دونه دختر باشی و داداشات حامی و هوادارت
خخخخ خوش به حال زن داداشای من
داداشام مردای مهربون و دلسوزین
کم پیدا میشه
مرد خوب
که همدمت باشه،عاشقت باشه...
هیچ کس رو جز تو بهتر برای خودش نبینه...
مرغ همسایه رو غاز نبینه...
خخخخ والا
چقدر دلم برای بچگیام تنگ شده
توی حیاط زیر اسمون دراز میکشیدم و ساعت ها با ستاره ها و خدا و اسمون زیباش حرف میزدم
چی شد اون روزای خوب
چرا هر چی بزرگتر میشه ادم دلخوشی هاش کمتر میشه
چرا بیشتر میفهمه...
کاش همیشه مثل اون روزا شاد بودم
سرخوش و رها
بی دغدغه
تا خونه بابایی و همه نازت رو میکشن
مخصوصا که یه دونه دختر باشی و داداشات حامی و هوادارت
خخخخ خوش به حال زن داداشای من
داداشام مردای مهربون و دلسوزین
کم پیدا میشه
مرد خوب
که همدمت باشه،عاشقت باشه...
هیچ کس رو جز تو بهتر برای خودش نبینه...
مرغ همسایه رو غاز نبینه...
خخخخ والا
- ۴.۷k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط