گلبوسه چیدن از لبش را دوست دارم
گلبوسه چیدن از لبش را دوست دارم
آغوش او حتی کمش را دوست دارم
تنها نه در هنگام شادی و خوشی ها
من بی گمان حتی غمش را دوست دارم
در زیر باران راه رفتن عاشقانه است
باران ولیکن نم نمش را دوست دارم
با دیدنش هر بار قلبم میزند پر
آن زلف در پیچ و خمش را دوست دارم
هر لحظه و هر روز در فکر تو هستم
من باتو بودن در شبش را دوست دارم
ای معنی آرامشم ، ای شور شیرین
این عشق ،این تاب و تبش را دوست دارم
آرام و نا آرام گاهی پر هیاهو
آری همین زیر و بمش را دوست دارم
شعر : رضا الف
.
.
آغوش او حتی کمش را دوست دارم
تنها نه در هنگام شادی و خوشی ها
من بی گمان حتی غمش را دوست دارم
در زیر باران راه رفتن عاشقانه است
باران ولیکن نم نمش را دوست دارم
با دیدنش هر بار قلبم میزند پر
آن زلف در پیچ و خمش را دوست دارم
هر لحظه و هر روز در فکر تو هستم
من باتو بودن در شبش را دوست دارم
ای معنی آرامشم ، ای شور شیرین
این عشق ،این تاب و تبش را دوست دارم
آرام و نا آرام گاهی پر هیاهو
آری همین زیر و بمش را دوست دارم
شعر : رضا الف
.
.
- ۴۰۵
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط