نگاهت را

‌‌نگاهت ‌را
که بر دیوار نگاهم می کوبی
انگار بنیان‌ مرا می لرزانی
چیست در چشمان تو
معجزه ای جاودانی
یا بلایی آسمانی ....
هر چه که باشد دوستش دارم
من‌ سیطره ی چشمانت ‌را دوست دارم
و کرنش میکنم
سترگ آن نگاه خدایی را
آنگاه که می رقصانم
دخترکان‌ گیسوان پریشم را
با هر تار طرّه ی لرزانم
سمفونی احساس را سر داده ام
تا با سورنای تغزّل
بسرایم
دوستت دارم را ....
دیدگاه ها (۱)

سالها رفت و هنوزیڪ نفر نیست بپرسد از منڪه تو از پنجره ی عشق ...

شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیمواسه هم قصه ای از روز جدا...

آدم هایی هستند که وقتی خوشحالی،کنارت نیستند،چون حسودند...وقت...

مزرعه را موریانه خورد،ولــــے ما برایگنجشک ها مترسک ساختیم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط