{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
چمدان دست گرفتم، که بگویی نروم...
تو چرا سنگ شدی، راه نشانم دادی؟🧡
دیدگاه ها (۱)

چشم‌هاے" تــــو" ♥️ادبـیات گفـتا‌ر من استو شعر مــــــن ترجم...

.«تویی» آن...♥️ قهوه ے تلخی میانِ کافه ے قلبمڪه با فنجانِ چش...

عشق يعنی ...♥️ غزلِ رفتنش آغاز ڪنیبه تهِ مصرعِ اول نرسی .....

من دوست داشتنت را هر «شب»✨از پنجره آویزان می کنمشاید بادی زد...

شکیرا شکیرا

از همان دست که دادی به تو برخواهد گشت🍃

نالم از دست تو ایناله که تاثیر نکردیگر چه او کرد دل ازسنگ تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط