{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجنون اگر شکست، لیلی بهانه بود

مجنون اگر شکست، لیلی بهانه بود
دنیا از اولش، دیوانه خانه بود

این ها بهانه اند، تا با تو سر کنم
تا با تو از جهان، صرف نظر کنم

با من قدم بزن ، چله نشین عشق
فرمانروای قلب، در سرزمین عشق

این مرد را که باز، در تلخیِ غم است
مهمان به قند کن ، چای ات اگر دم است

در برف چایِ داغ، دنیای ما دو تاست
فنجانِ چایِ بعد، اغازِ ماجراست
دیدگاه ها (۱)

ایا فریاد رسی نیست. ?

آرزو دارم شبی با بوسه سلطانت شومیا تو سلطانم شوی و من نگهبان...

کوچه های قلب من خالی تر از شبهای توستواژه های شعر من غمگین ت...

شکسته ای دل مرا ...رعایتی نمی کنی...!چه شد که از مریض خود عی...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

P6جیمز:راستش...یه راهی هست...ولی مطمئنم اگه آقا به هوش بیان ...

همان شب، اتاق ا.تا.ت روی تخت نشسته بود. کتابی توی دستش بود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط