{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا دست هایِ تو را که می ساخت ،

خدا دست هایِ تو را که می ساخت ،
عینکِ ظریف و زنانه ای بر چشم داشت!
زیرِ لب ترانه ای را زمزمه می کرد و سرِ هر انگشت ، اندازه یِ یک پنجره ،
مکث می کرد..
کمی کارهایِ خانه اش را انجام می داد و دوباره به تو بر می گشت ،
به دست هایت ...!!
#رسول_ادهمی #عکس_نوشته
دیدگاه ها (۱)

می دانی بهانه گیری کجا می چسبید؟می دانی کوچهٔ علی چپ چیست؟کج...

خلوت نشین" خاطر دیوانه ی منی ... #شفیعی_کدکنی #عکس_نوشته

عشق است و همین لذت رسوایی عالم!عاشق که شوی ، عقل به سر راه ن...

آدمها اگر ما را سالم دوست داشته باشند به ما احساس با ارزش بو...

وکیل اقای جئون

سرش رو کمی کج کرد، دستش بالا اومد آروم و بدون عجله، نوک انگش...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#عشق من به تواگر #پرنده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط