{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا دست هایِ تو را که می ساخت ،

خدا دست هایِ تو را که می ساخت ،
عینکِ ظریف و زنانه ای بر چشم داشت!
زیرِ لب ترانه ای را زمزمه می کرد و سرِ هر انگشت ، اندازه یِ یک پنجره ،
مکث می کرد..
کمی کارهایِ خانه اش را انجام می داد و دوباره به تو بر می گشت ،
به دست هایت ...!!
#رسول_ادهمی #عکس_نوشته
دیدگاه ها (۱)

می دانی بهانه گیری کجا می چسبید؟می دانی کوچهٔ علی چپ چیست؟کج...

خلوت نشین" خاطر دیوانه ی منی ... #شفیعی_کدکنی #عکس_نوشته

عشق است و همین لذت رسوایی عالم!عاشق که شوی ، عقل به سر راه ن...

آدمها اگر ما را سالم دوست داشته باشند به ما احساس با ارزش بو...

سربازی ۱۹ (پایان)

استاد اخمو ۴۲ ( آخر)

هنوز باد #اذانش رادر قبله ی گل سرخمی گویدروی سجاده ی اشک مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط