نگرانم باش
نگرانم باش
واعتماد نکن عزیزم
به خورشید
که اگر غروب کرده
فردا صبح دوباره به اتاقم خواهد خزید
و گرمم خواهد کرد
من از انجماد مےترسم.
تو فکر کن
هر لحظه ممکن است
زمین لرزه اے
من و این توےتوے قلبم را
در خود فرو بکشد
نگرانم باش و فکر کن
باران که ببارد
مرا
مثل یک نفاشے آبرنگ
پاک میکند و رنگهایم را
مے ریزد
به هم
نگرانم شو
و فکر کن
چیزے مدام
مرا می جود
و مےکشد نفس
در تنم
جنینے که سقطم خواهد کرد
نگرانم عزیزم
نگرانم
نگران من نباشے و
همه ےاین اتفاقها
یک جا
رخ بدهد...
واعتماد نکن عزیزم
به خورشید
که اگر غروب کرده
فردا صبح دوباره به اتاقم خواهد خزید
و گرمم خواهد کرد
من از انجماد مےترسم.
تو فکر کن
هر لحظه ممکن است
زمین لرزه اے
من و این توےتوے قلبم را
در خود فرو بکشد
نگرانم باش و فکر کن
باران که ببارد
مرا
مثل یک نفاشے آبرنگ
پاک میکند و رنگهایم را
مے ریزد
به هم
نگرانم شو
و فکر کن
چیزے مدام
مرا می جود
و مےکشد نفس
در تنم
جنینے که سقطم خواهد کرد
نگرانم عزیزم
نگرانم
نگران من نباشے و
همه ےاین اتفاقها
یک جا
رخ بدهد...
- ۱.۲k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط