کاش به کودکی ام برمیگشتم
کاش به کودکی ام برمیگشتم
مثل ان روزها که پدرم مثل کوه پشتم بود
نمیدانم چه شد
بزرگ شدم
به بلوغ رسیدم
یادش رفت من همان دختر بچه ای هستم که روزی هزار بار بغلش میکردی
چه شد
من غول چراغ جادو شدم
یا تو
یا اینکه در مذهب ما دختران که بزرگ می شود دیگر همه چیز جور دیگر بنا می شود
خوش به حال انها که بزرگ شده اند
و هنوز پدرشان مثل کوه پشتشان است
نمیگوییم نیست خداروشکر
اما دلم گرم نیست
گرم ماندن
کسی را ندارم برای تکیه
برای ماندن
دلم از غم ها مرده
از همان ها که نمی توان گفت
گر بگویی رسوا میشویی
گر بگویی بد میشویم
S156دلنوشته
مثل ان روزها که پدرم مثل کوه پشتم بود
نمیدانم چه شد
بزرگ شدم
به بلوغ رسیدم
یادش رفت من همان دختر بچه ای هستم که روزی هزار بار بغلش میکردی
چه شد
من غول چراغ جادو شدم
یا تو
یا اینکه در مذهب ما دختران که بزرگ می شود دیگر همه چیز جور دیگر بنا می شود
خوش به حال انها که بزرگ شده اند
و هنوز پدرشان مثل کوه پشتشان است
نمیگوییم نیست خداروشکر
اما دلم گرم نیست
گرم ماندن
کسی را ندارم برای تکیه
برای ماندن
دلم از غم ها مرده
از همان ها که نمی توان گفت
گر بگویی رسوا میشویی
گر بگویی بد میشویم
S156دلنوشته
- ۹۶۳
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط