{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برو گمشوووو

برو گمشوووو.......
خواهر خواهر..........
نهههههههه............
و بعد دیگه صدایی نشنیدم،
وقتی رسیدم به درگاه ورودی جهنم و بهشت سر دوما توی دستام بود.

دوما:بیا باهم پادشاهی کنیم بر برزخ.
نه تنهایی برو.......
من بهشت و دوما جهنم
کل بهشت رو گشتم دنبال خواهرم و پدر و مادرم.....
اما هیچ‌جا نبودن،
آها آره خودشونن
مامان ، بابا، کانائهههه.....
خیلی دلم براتون تنگ شده بود
کانائه : آفرین شینوبو تو کارتو درست انجام دادی،
مامان و بابا:خیلی وقت بود ندیده بودیمت
و بعدش گفتن ما دوباره یه خانواده میشیم
اوم.....بله درست بود فقط..کانائه پسر شده بود و یادش نمیومد.
منم نمی‌دونستم اما یه خوابی دیدم،
بعدش دوباره همه جا تاریک شد
وقتی چشمام رو باز کرده بودم صاحب یه خانواده شده بودم
مامان و بابا.......
و بعد دوسه روز توی یه دستگاهی بودم
بعدش رفتیم خونمون....
خونه جالبی داشتیم اما هنوز خوشگل نبود
من یک ساله شدم و همینطور رشد کردم
تا هفت ساله شدم.......من توی کلاس اول بودم خیلی داشت بهم خوش می‌گذشت
روز تولد هفت سالگی آرزوی یه برادر رو کردم
یه چند ماهی گذشت تا اینکه .........



پایان چپتر اول 🤭
راستی بچه ها اسم این چپتر زندگی پروانه هستش و قسمت اول می‌باشد🎀🦋😐
دیدگاه ها (۲)

هایببخشید چند روز نبودم آخه نت نداشتم سوال پست 🦋 ایمون:به ای...

اینکه.........مامان و بابام اومدن و گفتن:شینوبو .......ببین ...

کانائه جون رو فالو کنید🍒🎀

آوا چه ماشین‌هایی😚

نام رمان: من میخوامت دختر عموژانر: ازدواج اجباری،دخترعمو و پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط