ادامه پارت هفت

ادامه پارت هفت

ویو میا:
در زدم و وارد شدم بعداز احترام گذاشتن اشاره کرد بنشینم نشستم
میا: اقای مین میخوام ی تخت دیگه تا فردا تو اتاق بیمارم باشه
مین: چرا!؟ ممکنه بهت تجاوز یا خدایی نکرده بکشت دیونه شدی
میا: من مواظب خودم هستم پس لطفا ی تخت دیگه تا فردا تو اتاقش بزارید
مین: خیل خب
میا: در ضمن دوربین هارو هم خاموش کنین خودم حواسم بهش هست (درحالی ک میره سمت در) خیلی ممنون خداحافظ
از اتاق اومدم بیرون رفتم پارکینگ ماشینو دراوردم حرکت کردم سمت خونه ب خونه رسیدم ماشینو پارک کردم رفتم بالا تو اتاقم افتادم رو تخت ک یهو..



















بیا پایین
















اها خوب شد

که یهو گوشیم زنگ خورد داداشم بود
میا: الو عجب یادی از ما کردی
جین: تو ک گفتی میای خونه چطور نیومدی همم
میا: کار فوری پیش اومد داداش
جین: خیل خب مراقب خودت باش خداحافظ
میا: خدافظ
رو تخت دراز کشیدم خوابیدم ادامه دارد


خب خب حمایت شه ممکنه فردا وقت نکنم پارت بعدیو بنویسم 🌾🍁
دیدگاه ها (۲)

تو از هر منظر اولی عباس ابن علی

فیک درخواستی چیزی دارین تو این پست تو کامنتا بگین 🙂🙃🪷🍂

پارت هفت میا: دیگه ن تنهات میزارم و ن مرخصی میگیرم کوک: چرا؟...

پارت پنج ویو میا این دیگه چ زبونی داره تاحالا ادم مثل این ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط