{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب از جردن با پورشه رد میشدم، یه دفه یه بچه پرید جلو ما

دیشب از جردن با پورشه رد میشدم، یه دفه یه بچه پرید جلو ماشینم! همچین زدم رو ترمز!









پتو از وسط پاره شد:|||
دیدگاه ها (۱۱)

دیشب با ماشینم از کنار تجمعات رد میشدم

من الان دارم نیما رو درک میکنم که یه خانواده خوبی مثل ما نیم...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

لبخند قاتلپارت²⁰ویو جونگ‌کوکنگاهم از روی ماشین مشکی برداشته ...

رمان

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

~یه روانی که معلوم نیست سولو استنه، شیپ‌استنه یا اصلا چه گوه...

رمان عشق ممنوع

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط