وقتی چاره ای نمی ماند وقتی فقط میتونی بگی هرچه باداباد...
وقتی چاره ای نمی ماند وقتی فقط میتونی بگی هرچه باداباد...
دل کوه هم داشته باشی...
گریه ات میگیرد...
هیچکس را اجازه ندهید سرمزارم گریه کند¡ زنده بودنم گریه داشت آنهاخندیدن...!!!!
دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم باز عاشقت شدم...
گفتم بیا، گفت؛ پاهایم یخ زده.... رفتم به پایش سوختم گرم که شد، رفت....
ﺩﻟﻢ ﺳﺮﻋﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ...
ﺻﺪﺍﯼِ ﻣﻮﺯﯾﮏ ﺯﯾﺎﺩ...
ﺩﻧﺪﻩ ۱... ۲.. ۳... ۴.... ۵
یه ترمز شدید...
ﺻﺪﺍی ﺁﮊﯾر ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ...
یه ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺭﻭ ﺻﻮﺭﺗﻢ...
و...
تمﻮﻡ!
دیگر چیزی نمی خواهم
آغوش تو باشد و شانه های تو
به دنیا می گویم خدا حافظ
من دنیایم را پیدا کردم
دوست داشتن یعنی این همه آغوش برا تو بازه و تو همونیو میخوای که بهت پشت کرده...
همیشه یار پا برهنه باش، چون اونا ریگى به کفش ندارند
. آهای سهراب؛ قایق دیگر جوابگو نیست...
کشتی باید ساخت!
اینجا مثل من تنها زیاد است!!
مگه میشه بدون تو
تو این هوا نفس کشید
تصویر بی تو موندنو
میون این قفس کشید...
دل کوه هم داشته باشی...
گریه ات میگیرد...
هیچکس را اجازه ندهید سرمزارم گریه کند¡ زنده بودنم گریه داشت آنهاخندیدن...!!!!
دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم باز عاشقت شدم...
گفتم بیا، گفت؛ پاهایم یخ زده.... رفتم به پایش سوختم گرم که شد، رفت....
ﺩﻟﻢ ﺳﺮﻋﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ...
ﺻﺪﺍﯼِ ﻣﻮﺯﯾﮏ ﺯﯾﺎﺩ...
ﺩﻧﺪﻩ ۱... ۲.. ۳... ۴.... ۵
یه ترمز شدید...
ﺻﺪﺍی ﺁﮊﯾر ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ...
یه ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺭﻭ ﺻﻮﺭﺗﻢ...
و...
تمﻮﻡ!
دیگر چیزی نمی خواهم
آغوش تو باشد و شانه های تو
به دنیا می گویم خدا حافظ
من دنیایم را پیدا کردم
دوست داشتن یعنی این همه آغوش برا تو بازه و تو همونیو میخوای که بهت پشت کرده...
همیشه یار پا برهنه باش، چون اونا ریگى به کفش ندارند
. آهای سهراب؛ قایق دیگر جوابگو نیست...
کشتی باید ساخت!
اینجا مثل من تنها زیاد است!!
مگه میشه بدون تو
تو این هوا نفس کشید
تصویر بی تو موندنو
میون این قفس کشید...
- ۲.۲k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط