{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت موج و ساحلیم ما

حکایت موج و ساحلیم ما
گاه آنقدر نزدیک می شوی که هم نفست می شوم
تا می خواهم بودنت را حس کنم ،دور می شوی
فقط نمناکی چشمهایم ، یاد آوری ام می کند که اینجا بوده ای
تو به دریا تعلق داری و من چه بیهوده حس می کردم سهمی از دریای وجودت دارم
دیدگاه ها (۱)

شب را دوستـــ دارم …!چرا که در تاریکـــی ..چهره ها مشخــــــ...

امید همیشه هست در جایی که حس می کنی بر روی لبه پرتگاهی هستی...

مساء الخیر

عاشقم باش Part 39

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

پارت ۶:شب هایی از لس آنجلس"من عاشقت بودم، هستم، و خواهم ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط