{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر..

پدر..
همون کسیست که لرزش دستش
دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته
ولی بهت میگه به من تکیه کن
و تو انگار کوه را پشتت داری
دیدگاه ها (۲)

به انگشت نخی خواهم بستتا فراموش نگردد فردا ،زندگی شیرین است ...

انشای پسربچه به پدر رفتگرش:پدرعزیزم، من به خوبی می فهمم که ب...

دﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ؛ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ...

تولدت مبارکککک مردد😫💘۲۹ سالت شد ولی هنوز همون نینی کوچولوی م...

چند پارتی درخواستی

part 4

تقدیم به عزیزترینم زندگیم:میدونی چرا میگم تو با همه فرق داری...

**#disguise** **#دیسگایز** **#Part_26** **#Jeon_Jackson**...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

سناریو قفل آبی پارت ۱

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط