{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دخترت زده ای سر،فدای سرزدنت

به دخترت زده ای سر،فدای سرزدنت
فدای آتش داغی که بر جگر زدنت

چه قدر داد کشیدم دگر نخوان قرآن
ولی تو خواندی و ،با سنگ ای پدر زدنت

به هیچ جای سرتوکه جای سالم نیست
زِ بس که هر سرِبازار و هر گُذَر زدنت

خودت بگو سرنیزه چه برسرت آمد؟
به روی نیزه که بودی چرا مگر زدنت؟

میان مجلس و در پیش روی عمّه و من
برای کشتن ما بوده بیشتر زدنت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۱)

به دخترت زده ای سر،فدای سرزدنتفدای آتش داغی که بر جگر زدنتچه...

‍ حضرت رقیه سلام الله علیهاحضرت فاطمه صغري (رقيه) عليها سلا...

شامیان خنده به زخم جگر ما نزنیدساز با ناله ذریه زهرا نزنیدسر...

بــا کــاروان نیــزه ســفـر می کـنم پدر با طعنه های حرمله سـ...

روز پنجم محرم، عبدالله بن حسن(ع)طفلی اگر بزرگ شود با کریم ها...

#عبدالله

از بس شبیه فاطمه رویش کبود بودگفت ای حسین ضاربت آیا یهود بود...

تسلیت یا صاحب الزمان تسلیت زینب جان

از من در این مسیر ببین پیکری نمانداز تو برای زینب تو جز سری ...

صورتی زرد شده وقت سفر معلوم استآتش سینه ای از دیده ی تر معلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط