فردوسی در مرکز اهدای خون
🔺فردوسی در مرکز اهدای خون
🔰 ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
شنیدم که روزی حکیمِ سخن
همان پیرِ دانایِ عهدِ کهن
دلی پر ز مهر و سری پر ز داد
قدم در ره هدیه جان نهاد
به بالا زده آستینِ خِرد
که جانی دگر در تنی پرورَد
ز فرزانگی شد مهیای کار
که تا خون ببخشد به بیمار زار
چو پرمایه خون از رگش شد روان
چنین گفت آن فخر ایرانیان
شد از شعر من نام ایران بلند
کنون خون من طرح نو درفکند
به شهنامه گر شد وطن سرفراز
به اهدای خون کردم این قصه باز
چو با خونِ خود بذرِ نیکی بکاشت
جهان را جز از مهرِ یاران نداشت
نمیرد کسی کو چنین داد کرد
روانِ حزین از غم آزاد کرد
بماند به گیتی از او یادگار
همین مهر و این رسمِ آموزگار
کنون ای جوانمردِ پاکیزهجان!
ببخشای خون، تا بمانَد روان
نه تنها به شمشیر شد پهلوان
کسی کو ببخشد به رنجور، جان
چو خونی که از رگ به در میرود
گلی تازه در سینهها میدمد
بیا تا به آیینِ آزادگان
ببخشیم جان را به افتادگان
رهاییِ یک جان در این روزگار
بُوَد خوشتر از گنجِ گوهرنثار
#سبک_زندگی_سالم
🔰 ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
شنیدم که روزی حکیمِ سخن
همان پیرِ دانایِ عهدِ کهن
دلی پر ز مهر و سری پر ز داد
قدم در ره هدیه جان نهاد
به بالا زده آستینِ خِرد
که جانی دگر در تنی پرورَد
ز فرزانگی شد مهیای کار
که تا خون ببخشد به بیمار زار
چو پرمایه خون از رگش شد روان
چنین گفت آن فخر ایرانیان
شد از شعر من نام ایران بلند
کنون خون من طرح نو درفکند
به شهنامه گر شد وطن سرفراز
به اهدای خون کردم این قصه باز
چو با خونِ خود بذرِ نیکی بکاشت
جهان را جز از مهرِ یاران نداشت
نمیرد کسی کو چنین داد کرد
روانِ حزین از غم آزاد کرد
بماند به گیتی از او یادگار
همین مهر و این رسمِ آموزگار
کنون ای جوانمردِ پاکیزهجان!
ببخشای خون، تا بمانَد روان
نه تنها به شمشیر شد پهلوان
کسی کو ببخشد به رنجور، جان
چو خونی که از رگ به در میرود
گلی تازه در سینهها میدمد
بیا تا به آیینِ آزادگان
ببخشیم جان را به افتادگان
رهاییِ یک جان در این روزگار
بُوَد خوشتر از گنجِ گوهرنثار
#سبک_زندگی_سالم
- ۴.۹k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط