{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده /

رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده /


از نفس، خواهر من پشت سرت افتاده


همه ی دشت پر از عطر پیمبر شده است /


هر طرف تکه ای از بال و پرت افتاده
دیدگاه ها (۱۰)

یا ابوالفضل :آموخته ایم از تو وفاداری راخون تو نوشت معنی یار...

اى آب فرات ازکجا میایى؟ناصاف ولى چه با صفا میایى،خودرا نرسان...

دنیاجاده ای است و ما ماشینی که هیچوقت به عقب برنمیگرددیادمان...

در هیاهوی زندگی دریافتمچه دویدن هایی که فقطپاهایم را گرفت ،د...

▪️دست و پا ميزنی و بال و پرت ميريزد▪️گريه ی خواهر تو روی سرت...

سرشو به پشت ِگوشت رسوند و نفس ِعمیقی کشید. حس ِنفس های ِداغش...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط